دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
66
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
گرسنگى جان سپرده بودند . يزد مركز توليد منسوجات بود و شايد هم دليل انعطاف تيمور با اهالى شهر در اين امر نهفته باشد ، چون تيمور به صنايع محلى نياز داشت . حمام خونى كه در شمارى از شهرها راه افتاد ، جمعيت آنها را به شدت كاهش داد و اقتصادشان را به باد فنا داد . با وجود اين ، اكثر اين شهرها پس از مدت كوتاهى وضع خود را سامان بخشيدند . احتمالا دليل اين امر در نتيجه آن بوده كه تيمور حتى پس از قتل عام مردم يك شهر ، محدوديتهايى را در اعمال شدت عمل دلبخواهى تحميل و توصيه مىكرد كه اين محدوديتها انجام شود . چنانكه پيشتر متوجه شديم ، سادات ، شيوخ ، قضات و ساير اعضاى طبقات مذهبى در مقابل قتل و غارت مصونيت داشتند . حتى پيشتر از شهرى صحبت كرديم كه اعيان و اصول آن از رفتار استثنايى برخوردار شدند يعنى هرات در سال 783 / 1381 . در واقع ، اعضاى برجسته طبقه اشراف شهر و يا بنا به اصطلاح منابع ، « اغنيا » معمولا همراه با بستگان و نوكرانشان بخشوده مىشدند : پشتيبانى و حمايت تيمور از اين قشر اجتماعى در برابر سرنوشتى كه ساير اهالى شهر با محاصره نظامى شهر دچار آن مىشدند ، براى او غيرمتعارف نبود . بين طراحى يورشهاى تيمور به ايران و ساير اقدامات نظامى او از قبيل لشكركشى عليه آلتين اردو ، هند و آناتولى ، هيچ نوع مقايسه مستقيم نمىتوان انجام داد . اين مسأله حتى در مورد عمليات آغازين وى كه پيشتر مورد بحث قرار گرفت نيز صادق است . استيلا بر آل كرت در هرات ، روبيدن جانى قربان و همراهى و شركت با سربداران سبزوار ، را نمىتوان از تهاجمات غارت برانگيز به شمار آورد ؛ گرچه نتايج آنها غنايم زيادى در اختيار او قرار داد . حتى هدف تيمور از اين لشكركشيها ، دستكم در آغاز ، ضميمه اين نواحى به سرزمينهاى تحت سلطه خود نبود . هدف تيمور اين بود كه با خنثىسازى اين تنههاى سياسى مستقل ، آنان را تحتالحمايه چغتاى سازد ( به تعبير دقيق كلمه ) . مىتوان نخستين هجومهاى او را به سيستان ، گرگان و مازندران مانورهاى حاشيهاى دانست تا به مناطق اصلى خراسان امنيت بخشد . چنان كه اشاره شد ، موفقيت تيمور در تصرف شرق ايران در گرو چندين عمليات طرحريزى شدهء دقيق بود . در مورد اعمال يك شيوه سنجيده و حساب شده از سوى تيمور ، شواهد تاريخى خوبى وجود دارد . او با احتياط گام برمىداشت ؛ چون وضع داخلى ماوراء النهر به تدريج رو به ثبات مىرفت و وى خطرى از سوى همسايگانش اردوى سفيد ، اردوى زرين در شمال و مغولان ، در منطقه رودايلى در شمال شرق احساس مىكرد .